دومین روز کلاس طراحی واقعا بد بود.... کارم اصلا خوب در نمی اومد..... و هرچی هم سعی می کردم ...حتی یه ذره هم پیش رفت نداشتم ... بعد از یک ساعت دیگه چشمام تار تار می دید.....البته با عینک....... بدون عینک که اصلا چیزی نمی دیدم ......
فک میکنم این خانم معلم ... خوب نمیتونه اموزش بده ..... یکی دو جمله توضیح میده ....بعدش فقط میگه به دستم نگاه کن ببین من چیکار میکنم ....تو هم همین طور بکن!.... خب اخه خواهر من ..... من چه میدونم تو هر لحظه چه قری به مدادت میدی... چقدر فشار میدی چقدر نمیدی ... سرعت حرکت دستت رو کی زیاد میکنی و کی کم میکنی .... فاصله خطوط توی ذهنت چقدره و .... خلاصه دیدن ساده که نمی شه آموزش ........
کلاس حجم سازی ولی بهتر بود ....... تقریبا تابلورو تمام کرد .........فقط مونده یه سری رنگ آمیزیش .....که گفت جلسه بعد تمام میشه و تابلورو میدم بهت ببری....
البته اتلاف وقت این جلسه خیلی بود ....هی مشتری می اومد براش ... اونم سر دل خوش باهاشون گرم می گرفت .....انگار نه انگار که کلاس منه!!
کلا امروز خیلی خسته بود ..... سر درد داشتم .....خونه بابا هم سرحال نبودم ....
با همه ی این ها چون روزم به بطالت نگذشت ... خوشحالم .....