به دنبال یک فریم شاد

ثبت دقایق خوب و شاد زندگی من... در فریم های کوچک وبلاگ

به دنبال یک فریم شاد

ثبت دقایق خوب و شاد زندگی من... در فریم های کوچک وبلاگ

زیبای یافته شده 3

(قسمتی از ترانه درحال پخش):

نزدیک , دور, هرجایی که تو هستی, من مطمئنم که قلبم خواهد تپید . یکبار دیگه در رو باز کن و ببین که در قلب منی و قلب من با وجودت , خواهد تپید و خواهد تپید.

چشمهام رو به روی کلمات می بندم و از چنین احساسات عمیقی , پر میشم . و شروع میکنم به بیرون آوردن هرچیزی که درونم هست , و خیلی زود , دیگه در مورد ریتم یا مراحل کار یا تماشاچی هایی که هر حرکت من رو دربرنامه ی رقص آکادمی ام نگاه می کنن , فکر نمی کنم. فقط  منم و بدنم ,  موسیقی آنجلیک*3*(angelic music ) و تپشهای قلب درون سینه ام . پای راستم با چالاکی در هوا بالا میره در حالیکه پای دیگه ام در یک حرکت قوسی عالی من رو به جلو می بره . در طول پخش چند قطعه ویولن , ‌این حالت رو حفظ میکنم و سپس به عقب سُر میخورم و در حالت پایانیم قرار می گیرم. وقتی قطعات ویولن تموم می شه, حرکت انتهایی بزرگم رو انجام میدم و به آسانی و با ظرافت روی زمین فرود میام, در حالیکه حضار تشویقم می کنن . لبخندی به بزرگی زندگی لب هام رو از هم باز می کنه . چونه ام را بالا میگیرم و سعی میکنم چشمهام رو که از اشک شوق به سوزش افتاده , به روی مردمی که مشتاقانه دست میزنن و شادمان هستن , باز نگه دارم و پذیرای اون ها باشم .

این دنیا و عشق منه . همه اون چیزیه که بهش نیاز دارم و بدستش میارم . علی رغم ناامیدی و غم چهار ماه قبل , وقتی در حال رقصیدنم , در آرامشم و درد , دل شکستگی و نگرانی هایی که وقتی هفته ها قبل در بیمارستان بیدار شدم , حس کردم , همه کاملا ناپدید می شن .

به محض اینکه در دسترس قرار میگیرم , توی یه جفت بازوی لاغر ولی عضلانی گیر می افتم  . به الی که پاهام رو بغل کرده و از زمین بلندم میکنه و در گوشم می خنده , ریز ریز می خندم . با مهربانی فشارم میده و کمی طولانی تر از معمول , منو در آغوشش نگه میداره  . " دلبر من , تو برگشتی".( به دنیای رقص برگشته )

به چشمهاش که بهم خیره شده  , نگاه میکنم و سری تکون میدم , میدونم که واقعا برگشتم. الی میذاره برم ,چون خواهرم ؛ کِل (Kel ) رو می بینم که توی اتاقهای رختکن ایستاده . با عجله به سمتش می دوم  . در حالیکه موهای بلوند طلاییش احاطه ام میکنه , منو خیلی محکم در آغوش میکشه  . همونطورکه اشک چشمهام رو خیس میکنه ؛ منم بغلش میکنم .

"تو شگفت انگیز بودی ، آریا. من خیلی بهت افتخار میکنم، عزیزم ."

بالای سرم میخنده و من نوک بینی ام رو به بلوز رولینگ استونش4*(Rolling Stones ) می مالم و چندین بار چشمک میزنم تا فکر نکنه امروز غمگینم , چون واقعا نیستم .

زمزمه میکنم :" متشکرم که اومدی , کِل" .

بازوش رو دور دستم قلاب میکنه تا همراه با بقیه ی افراد حاضر در ساختمون , اونجا رو ترک کنیم . به طرف راه خروجی میریم و اون زیر گوشم میگه  :" بخاطر هیچی توی دنیا حاضر نبودم از دستش بدم . فقط متاسفم که مامان نتونست بیاد".

 

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

4) رولینگ استونز (The Rolling Stones) یک گروه راک انگلیسی است که در سال ۱۹۶۲ تشکیل شد و همزمان با جریان هجوم بندهای بریتانیا پیشتاز و در سال‌های ۱۹۶۴ تا ۶۵ نیز در امریکا مشهور شد. این گروه به بخش جدایی ناپذیری از ضد فرهنگ دهه ۶۰ میلادی تبدیل شده بود. ویژگی مهم رولینگ‌استونز، تبدیل بلوز به یک بخش بزرگ در راک اند رول و تغییر توجه بین‌المللی فرهنگ بلوز به سوی بلوز شناخته‌شده توسط جان لی هوکر و هنرمندان چس رکوردز مانند مادی واترز، نویسنده آهنگ Rollin' Stone، بود که بعدها نام گروه نیز از این تک‌آهنگ گرفته شد. منتقد موسیقی امریکایی، رابرت پالمر، درباره این گروه گفته است که "استقامت قابل‌توجه" این گروه سرچشمه گرفته از "ریشه‌دار بودن در واقعیات سنتی، موسیقی سول و ریتم و بلوز" است در حالی که "انواع مد پاپ بی‌دوام آمده و رفته است".

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد